سيد علي اكبر قرشي
1058
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
فاقتصروا بها على الفرائض » حكمت 312 ، قلوب انسانها ميل و اكراه دارند اگر قلوب به عبادت ميل پيدا كردند آنها را وادار به نوافل و مستحبّات بكنيد و اگر برگردند و اكراه داشته باشند فقط به واجبات اكتفا نمائيد ، هر انسان در خودش ابن اقبال و ادبار را امتحان كرده است . نفى : كنار كردن . دفع كردن زايل كردن ، مواردى از آن در « نهج » آمده است ، دربارهء حجّ و عمره فرموده : « و حجّ البيت و اعتماره فانها ينفيان الفقر و يرحضان الذنب » خ 110 193 ، و حج بيت الله و عمرهء آن فقر را زايل مى كنند و گناه را از بين مى برند ، دربارهء زمان بعد از خودش فرموده : « فالكتاب يومئذ و اهله طريدان منفيّان » خ 147 205 قرآن و اهل قرآن در آن روز رانده شده و كنار شدهاند ، دربارهء حق تعالى فرموده : « و كمال الاخلاص له نفى الصفات عنه » خ 1 39 ، منظور صفات زائد بر ذات است نه صفات ذات كه متحد با ذات و عين ذات حق تعالى است . نقب : سوراخ كردن و سوراخ ، مصدر و اسم هر دو آمده است ، راغب در مفردات گويد : نقب در ديوار و پوست مانند « ثقب » در چوب است ، سه مورد از اين ماده در « نهج » آمده است ، دربارهء رفتن به بصره فرموده : « و انّ مسيرى هذا لمثلها فلا يقبنّ الباطل حتى يخرج الحق من جنبه » خ 33 77 ، اين رفتن من به بصره مانند رفتن در جنگ با رسول خدا صلى الله عليه و آله است ، باطل را سوراخ مى كنم و مى شكافم كه حق از پهلوى آن خارج شود ، گويا باطل پردهاى بر روى حق است كه شكافته شده و حق از گوشه آن مشاهده مىشود . نقاب به معنى نقاب زن است كه با آن چهره خود را مى پوشاند و هم جمع نقب به معنى سوراخهاست ، چنان كه فرموده : « و اقام رصدا من الشهب الثواقب على نقابها و امسكها من ان تمور فى خرق الهواء . . . » خ 91 128 و نگهبانى از شهابهاى سوراخ كننده در سوراخها و شكافهاى آسمان قرار داد . در بارهء شتران صدقه مى نويسد : « و ليرفهّ على اللاغب و ليستأن بالنقب و الظالع » نامهء 25 381 نقب به فتح نون و كسر قاف شترى است كه سم پايش سوراخ شده است يعنى استراحت دهد به شتر خسته ، و مدارا كند با شتريكه پايش زخمى و